چاپ        ارسال به دوست

عادت های تفکر سیستمی: درک روند تغییرات

روند ها بخشی از زندگی روزانه ما در جهانی هستند که دائماً در حال تغییر است. ما درباره این روندها میشنویم، درباره آنها در روزنامه ها می خوانیم و به طور کلی وجود آنها را حس می کنیم. یکی از عادات مهم متفکران سیستمی، توجه به تغییرات اجزای درون سیستم در گذر زمان است و اینکه چگونه روندها و الگو ها توسط آنها تولید می شوند. توانایی دیدن و درک کردن این روندها به افراد اجازه می دهد تا نقطه نظرات خود را در مورد چرایی و چگونگی این تغییرها بیان کنند. 

درک روندها با روش های گوناگونی صورت می پذیرد که در ابتدا بستگی به نقطه نظر شخص دارد. مثالی که برای فهم بهتر این بحث می توان ارائه کرد دیدگاه والدین در مورد روند استقلال طلبی فرزندان خود در طول  دوران نوجوانی و جوانی  است که اگر مورد توجه قرار نگیرد و نقطه نظر ها مطرح نشوند، ممکن است منجر به ایجاد مناقشه بین آنها شود. حال آنکه از نقطه نظر فرزندان، تصمیم گیری در این دوران بدون مشورت با والدین و ادامه این روند، می تواند نشانی از افزایش استقلال آنها باشد.

 

نمودار های بیان کننده رفتار در طول زمان ((BOTGs)Behavior Over Time Graphs)، ابزارهای ساده ای هستند که می توانند الگو ها و   روند ها را به طرزی ساده و گیرا نشان دهند. در واقع یک نمودار رفتاری می تواند نشان دهد که پدیده ها چگونه در گذر زمان تغییر می کنند. زمان در این نمودار ها همواره در محور افقی قرار می گیرد و مقدار متغیری که قصد مشاهده روند تغییرات آن را داریم بر محور عمودی نشان داده می شود. این نمودار ها اگر با نمودارهای میله ای تغییرات در هر واحد زمان همراه شوند بسیار اثرگذار خواهند بود. این نمودار ها می توانند با استفاده از داده های عددی و یا تصورات ادراکی عمومی، تغییرات را نشان دهند.  در هر دو مورد ممکن است شخصی پس از مشاهده تغییر در طول زمان، به این سوال برخورد کند که پدیده مورد نظر در حال افزایش است یا کاهش؟ یا اینکه دارای نوسان است یا به سمت پایداری حرکت می کند؟ بنابراین شکل تغییر به داستان تغییر منجر خواهد شد  به این صورت که افرادی که نمودار های رفتاری را رسم می کنند، نه تنها ماهیت بصری تغییر را توصیف می کنند، بلکه منطق تغییر را نیز تفسیر می کنند. "داستان تغییر یک نمودار" می تواند به این صورت باشد که "در ابتدا نمودار صعودی است به علت آنکه ... و سپس نزولی شده است به دلیل ... و در انتها باز صعودی شده است از آنجا که...".

 

کمکی که این نمودارها به درک بهتر تغییرات می کنند در قالب داستان کوتاهی در مورد نحوه آموزش نمودارهای رفتاری ساده به کودکان، مشخص می شود. در یک مهدکودک، کتاب های مصوری حاوی داستان های کوتاه برای بچه ها توسط مربی مهد خوانده می شد. بعد از هر داستان بچه ها به کمک مربی خود، نمودار هایی ساده از نحوه تغییرات احساس خود به طور مثال شادی، ترس و یا متغیرهای عددی مانند تعداد حیوان ها و از این دست متغیرها ترسیم می کردند. در نهایت این نمودارهای رفتاری ساده توسط مربی به دیوار کلاس نصب می شد.

این ترسیم ها پس از هر داستان تبدیل به یک عادت رفتاری برای افراد کلاس شد. پس از گذشت چند هفته، یکی از بچه های کلاس در حالی که به دیواری که نمودارها بر آن نصب شده بودند نگاه می کرد متوجه روند های یکسان در برخی از شکل ها شد. به این صورت که او متوجه شد که بعضی از خطوط حرکت به سمت بالا و یا پایین دارند. او برای این داستان، نام تاج ملکه را انتخاب کرد زیرا که خطوط در این نمودار شبیه به یک تاج شده بودند. (شکل زیر)

 

این رفتار باعث الهام بخشی سایر بچه های کلاس شد تا آنان نیز شروع به نامگذاری داستان های مختلف بر اساس نمودار مربوطه کنند. ستاره، کوه، پله و دیگر اسم هایی که توسط آنها برای داستان ها انتخاب شد در واقع مشخص کرد که آنها با استفاده از این نامگذاری، نحوه تغییرات را با استفاده از نمودارهای رفتاری درک کردند و اسمی متناسب با فهم خود برای این تغییرات درنظر می گرفتند. آیا آنها در آینده به نسلی از متفکران سیستمی مبدل خواهند شد یا خیر؟

 

منبع: watersfoundation.org


١٥:٠٧ - شنبه ٢٣ دی ١٣٩٦    /    شماره : ٢٤٨    /    تعداد نمایش : ١٧٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج