چاپ        ارسال به دوست

روش پویایی شناسی راهبرد های سازمانی چیست؟

پویایی شناسی راهبرد های سازمانی(Strategy Dynamics) بیان می کند که چگونه عملکرد های کسب و کار تا تاریخ فعلی توسعه یافته است و چگونه می توان استراتژی هایی را پیاده سازی کرد که شاهد بهبود عملکرد های کسب و کار در آینده بود.

این رویکرد بر ایجاد و حفظ منابع و قابلیت های مورد نیاز برای موفقیت و عملکرد مستمر در طول زمان تاکید دارد. نگرانی نهایی مدیریت استراتژیک، پایداری بهبود عملکرد سازمان در طول زمان به صورت پیوسته است. این برنامه می تواند برای تمامی شرکت ها تحت عنوان یک راهبرد کلیدی انجام شود که به معنی پاسخ دادن به برخی از سوالات چالش برانگیز زیر خواهد بود:

  • چرا عملکرد سازمان مسیر فعلی خود را دنبال می کند؟
  • اگر ما کاری که در زمان فعلی انجام می دهیم را ادامه دهیم، عملکرد کسب و کار در آینده چه وضعیتی را خواهد داشت؟
  • چگونه می توان راهبرد های بهینه ای در زمان حاضر طراحی کرد تا بهبود عملکرد های کسب و کار در آینده، تحقق پیدا کنند؟

نمودار زیر نشان می دهد که چگونه این سوالات برای برند استارباکس در سال2008 مطرح شدند.

 

مسیری که عملکرد در هر زمان طی می کند، به شدت به آنچه که در گذشته سازمان اتفاق افتاده بستگی دارد. بنابراین پیاده سازی رویکرد با یک نمودار زمانی که بیانگر رابطه عملکرد سازمان و زمان مربوط به آن از گذشته تا آینده را در بر می گیرد، آغاز می شود. از منظر چگونگی نگاه به تغییرات عملکرد در طول زمان، رویکرد پویایی شناسی راهبرد های سازمانی، در سه مرحله پیاده سازی می شود:

مرحله اول: شناسایی منابعی که عملکرد ها به آنها وابسته هستند.

مرحله دوم: شناسایی جریان هایی که منجر به افزایش و کاهش این منابع می شوند.

مرحله سوم: شناسایی عواملی که منجر به پیدایش یا اضمحلال خود منابع می شوند.

وقتی مراحل فوق ترکیب می شوند اصولی را خواهند ساخت که منجر به ایجاد نمودار یکپارچه ای می شود که "فیزیک سیستم" را نشان خواهد داد که از آن به عنوان "معماری استراتژیک"(strategic architecture) یاد می شود. این تصاویر شبیه به نمودار های جریان موجود در فعالیت های شیمیایی گیاهان و سیستم های انتقال قدرت است. این نوع نمایش فقط یک نمودار از سیستم را نشان نمی دهد، بلکه مکانی که اشیا و مواد قرار می گیرند، سرعت حرکت آنها و کنترل های انسانی بر روی عملکرد سیستم از جمله مواردی هستند که مشخص می شوند. شکل زیر نمونه ای از این توع نمودار است:

هنگامی که این معماری اصلی تکمیل می شود، چه برای یک کسب و کار کامل چه بخشی ازآن، و حتی از هر سازمان دیگری، عوامل دیگر را می توان با گسترش اصول مشابه اضافه کرد:

  •  نقش منابع بالقوه
  • حالت های مختلف توسعه منابع (به عنوان مثال وضعیت ابتدایی، میانی، کارمندان ارشد یا محصولات در مرحله تحقیق، توسعه و راه اندازی) 
  • تاثیر عوامل نامشهود (چگونه شهرت بر جذب مشتری تأثیر می گذارد یا اینکه چگونه روحیه بر تغییرات عملکرد کارکنان تاثیر می گذارد)
  • بخش رقابتی برای منابع، مانند میزان احتمال پیروزی رقبا در یک طرح توسعه بخش مشتریان
  • نقش ظرفیت های سازمانی و راه های توسعه آن

اساس رویکرد پویایی شناسی راهبرد های سازمانی

علم پایه این رویکرد، پویایی شناسی سیستم ها است که توسط پروفسور جی فارستر در داشگاه MIT در سال1960 بنا نهاده شده بود. سه مرحله فوق الذکر، به طرز گسترده ای در شرکت ها یا سازمان های مختلف اجرا می شوند. آنها علت تغییر رفتار بسیاری از مشخصه ها را در طول زمان توضیح می دهند (در محیط زیست، اقتصاد، زیست شناسی و غیره).

کسب و کار یکی از بزرگترین و ارزشمند ترین زمینه ها است که پویایی شناسی سیستم می تواند تاثیر بزرگی در آن داشته باشد. این به این دلیل است که مهمترین چالش های کسب و کار در مورد چگونگی بهبود عملکرد در طول زمان است و سیستم دینامیک می تواند پاسخگوی این چالش باشد. سیستم دینامیک در کسب و کار می تواند مسائل زیر را در بر داشته باشد:

  •  مواجهه با مسائل عملیاتی یا استراتژیک
  • پاسخ سؤالات مقطعی و یا ارائه یک برنامه پایدار
  • پاسخ برای هر نوع سازمان، در هر اندازه، در هر سطح، ارائه می شود

بنابراین پویایی شناسی راهبرد های سازمانی صرفا یک نسخه ترجمه شده از پویایی شناسی سیستم در کسب و کار است، به شرطی که افراد درگیر در کسب و کار بتوانند آن را درک کنند و مورد بهره برداری قرار دهند. پویایی شناسی راهبرد های سازمانی در تأکید بر انباشت منابع و اهمیت کاهش تغییر در طول زمان، از لحاظ جهت گیری کیفی و بازخورد، در مقایسه با رویکرد سیستمی متفاوت است.

فواید پویایی شناسی راهبرد های سازمانی

  • این روش برای هر نوع عملکرد در یک سازمان از قبیل سرمایه گذاری، تجاری، خدمات دولتی یا بخش خصوصی و غیره قابلیت اجرا دارد.
  • این روش به شدت مبتنی بر شواهد دقیق است، و درک کامل از آنچه باعث عملکرد فعلی و اعتماد به نفس در عملکرد آینده می شود، ارائه می دهد.
  • بر اساس شواهد، می تواند اختلاف نظر در میان اعضای تیم را حل کند. همچنین اجازه می دهد تا هر فرد، در میان تیم مدیریتی و همچنین در سازمان های بزرگ، ببیند که فعالیتش در کل چه تاثیری دارد.
  • از آنجا که دقیقا مشخص می کند کدام یک از اقدامات مدیریتی و تصمیمات کنترلی مورد نیاز هستند، راهبردهای واضح و مشخص و برنامه های عملی را فراهم می سازد که می تواند با انعطاف پذیری آینده سازگار باشد.
  • این روش پایه محکمی برای روش هایی مانند کارت امتیازی متوازن و مدیریت مبتنی بر ارزش فراهم می کند.

با وجود مزایای مورد نظر این روش هزینه هایی هم دارد، به طور مثال زمانی که این روش صرف می کند نسبتا طولانی است. البته با توجه با ارزشی که اخذ تصمیمات بهینه دارد این زمان مناسب به نظر می رسد. همچنین محدودیت هایی برای اندازه گیری قابل اعتماد برخی اقلام درگیر در این رویکرد وجود دارد.

برای به دست آوردن بیشترین تاثیر، رویکرد نیاز به شواهد واقعی، از جمله اطلاعات و داده در موارد بسیاری از زمینه های کاری شرکت و عملکرد آن دارد. اغلب این داده ها کلیدی هستند و در این صورت تیم باید برای انجام محاسبات خود در برآورد اینکه چه مقدار اطلاعات نادرست، ممکن است وجود داشته باشد و چه تاثیری داشته باشد، آماده باشد. رویکرد پویایی شناسی راهبردی بستگی به تمایل و توانایی مدیریت در تصمیم گیری کمی دارد.

منبع: www.strategydynamics.com

برای مشاهده برخی تجارب موسسه سمام در زمینه پویایی شناسی راهبرد های سازمانی، به منوی سوابق پروژه ها مراجعه شود. همچنین کلیپی از آنچه این روش در محیط کسب و کار بر آن تمرکز می کند در پروژه پژوهشی مربوط به شاخص های کیفیت زندگی در شهر لندن از بخش ویدئو سایت موسسه سمام قابل دسترسی است.


٠٨:٥١ - پنج شنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٦    /    شماره : ٢٥٩    /    تعداد نمایش : ٢٠٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج